|
خرد و بینش و آگاهی دانشمندان ره سر منزل مقصود به ما آموزد
|
با ما در ارتباط باشید![]()
Z_blackhole@yahoo.com
شايد تا كنون شده باشد كه در مواقعي كه بيكار هستيد يا اينكه انتظار خبر مهمي را مي كشيد براي سرگرم كردن خودتان كاغذي را كه در اطرافتان هست برداريد و شروع به تا كردن آن كنيد و بعد از چند بار متوجه شويد كه ديگر نمي شود كاغذ را تا كرد. در اين صورت يا از تا كردن كاغذ منصرف مي شويد يا آن را باز مي كنيد و دوباره شروع به تا كردنش مي كنيد... البته ممكن است قبل از اينكه به آن زمان برسيد خبر مهم به شما داده شود و كاغذ را به جاي اولش برگردانيد !!!
اين مسئله را همه ما تجربه كرده ايم اما شايد هيچ كدام از ما به طور جدي روي آن فكر نكرده باشيم.
اگر ورق را هر بار طوري تا كنيد كه اندازه آن نصف شود بيش از 7 يا 8 بار نمي توانيد آن را تا كنيد. مهم نيست ورق اوليه شما چقدر بزرگ باشد. شايد تا به حال اين قضيه را شنيده باشيد و سعي كرده باشيد كه آن را امتحان كنيد و متوجه شده باشيد كه تا كردن كاغذ بيش از7 يا 8 بار بسيار سخت است. آيا مي توان گفت كه اين اعداد يك محدوديت مستدل و عمومي براي تا كردن كاغذ هستند؟
فرض كنيد شما كاغذي را انتخاب كرده ايد كه داراي پهناي w و ضخامت t است . اگر شما شروع به تا كردن ورق از يك سمت بكنيد وقتي به جايي برسيد كه ديگر نتوانيد كاغذ را تا كنيد يك نوار باريك خواهيد داشت.
با هر تا كردني ضخامت كاغذ دو برابر مي شود و پهناي آن نصف خواهد شد. يعني بعد از N بار تا كردن ضخامت
خواهد بود و البته مشخص است كه پهنا
مي شود و نسبت ضخامت به پهنا برابر
مي شود.
اگر با كاغذي به پهناي 11cm و ضخامت 0.002cm اين كار را انجام دهيد بعد از 7 بار تا كردن نسبتt/w برابر 1/6 مي شود. اين بدان معنيست كه اندازه ضخامت از پهنا بيشتر مي شود و در نتيجه ديگر قادر به تا كردن كاغذ نخواهيد بود. اگر اين كاغذ را 50 بار بزرگتر كنيد شايد بتوانيد آن را تا 10 بار هم تا كنيد.
اگر به صورت متناوب كاغذ را از عرض و طول تا كنيد ممكن است تعداد دفعات بيشتري بتوانيد به تا كردن كاغذ ادامه دهيد. در اين صورت هر بارضخامت دو برابر مي شود در صورتي كه پهنا هر دو دفعه يك بار نصف مي شود.
چندين سال پيش هنگامي كه بريتني گاليوان در دبيرستان درس مي خواند با اين مسئله رو به رو شد كه چگونه كاغذي زا 12 بار تا كند . او بايد براي گرفتن نمره از يكي از كلاسهايش اين مسئله را حل مي كرد. بعد از آزمايش راه هاي مختلف او موفق شد كه ورقه نازكي از طلا را 12 بار تا كند. اما مسئله طرح شده در باره كاغذ بود و نه طلا.
گاليوان بر روي معادله تعداد دفعاتي كه مي توان يك كاغذ با اندازه معين را تا كرد كار كرد.

كه در آن L كمترين درازاي كاغذ، t ميزان ضخامت كاغذ و n تعداد دفعاتي است كه مي توان كاغذ را تا كرد. واحد t و L بايد يكسان باشد.
براي يك طول و ضخامت معين عبارت
بيانگر آن است كه صفحه بعد از n بار تاكردن چند برابر كوچك شده است. با n=0 شروع مي كنيم و به همين ترتيب به رشته اي از اعداد به اين صورت مي رسيم:
0, 1, 4, 14, 50, 186, 714, 2794, 11050, 43946, 175274, 700074, 2798250, . . .
اين به اين معني است كه در تاي دوازدهم 2798250 برابر مقدار كاغذي كه در تاي اول از دست مي رود از دست خواهد رفت.
گاليوان در كتابي با نام Historical Society of Pomona Valley چگونگي به دست آوردن اين معادله و تلاشش براي حل مشكل را توضيح داده است. بالاخره در June 2002 گاليوان يك كاغذ بزرگ را 12 بار تا كرد.
منبع : سايت ملاصدرا
برگرفته از وبلاگ هنر فيزيك ( http://www.major-physics.blogfa.com/ )
ارسال مقاله : محمد ميرزايي
گرفته شده ازhttp://www.hupaa.com/page.php?id=3165
حتما امتحان کنید.
دوباره سلام
توی صفحه ی image google یا هر صفحه عکس دار دیگه کد زیری را در قسمت address بنویسید و go را بزنید
جالبه نه![]()
!
نوشته: ئي.جي.ماندل
ترجمه: سيد عليرضا حجازي
بررسيهاي جديد نشان ميدهد كه گذشتهي هر فرد ميتواند كليدي براي روياهاي آيندهي او باشد. در جريان آزمايشهايي با استفاده از تصويربرداري پيشرفتهي مغز، دانشمندان دريافتهاند هنگامي كه افراد رويدادهاي آينده را تصوير ميكنند، مراكز عصبي آنان بسيار فعال ميشوند.
كارل زپونار، پژوهشگر ارشد بخش روانشناسي دانشگاه واشينگتن واقع در شهر سنتلوييس، ميگويد: ”اين مطلب به ما نشان ميدهد كه حافظه به اندازهي تصور آينده اهميت دارد و انديشه پيرامون آينده مانند به ياد آوردن گذشته است.“ او افزود: اين يافتهها افزون بر افزايش درك ما از مغز، ميتواند به پژوهشهاي در حال انجام در حوزهي بيخوابي و افسردگي كمك كند.
كار گروهي كه او رهبري آن را برعهده دارد، در شمارهي جديد نشريهي مقالات علمي آكادمي ملي علوم امريكا، يافتههاي خود به چاپ رساند.
به گفتهي زپونار، يك قرن مطالعه و بررسي فشرده پيرامون چگونگي يادآوري رويدادهاي گذشته در مغز به عمل آمده است، اما اطلاعات اندكي در خصوص چگونگي پرداختن مغز به مقولههاي آينده، يعني همان چيزي كه تنها انسان قادر به انجام دادن آن است، وجود دارد. او گفت: ”هيچكس تاكنون به جنبههاي مختلف اين مساله دقت نكرده است كه ما چگونه تصاويري شفاف از رويدادهايي را در ذهن خود ايجاد ميكنيم كه هنوز رخ ندادهاند؟“
براي آگاهي بيشتر از اين موضوع، كار گروه زپونار از 21 نفر از بزرگسالان تصويربرداريهاي ام.آر.آي كاركردي به عمل آورد كه فعاليتهاي در حال انجام مغز را به طور زنده تصوير برداري ميكرد. از مشاركتكنندگان در اين آزمايش خواسته شد، به گسترهاي از سناريوهاي انفرادي از گذشته و يا از آيندهاي قابل تصور فكر كنند.
يك شگفتي از همان آغاز آزمايش آشكار شد. زپونار گفت: ”تاكنون، مردم تصور ميكردند انديشه پيرامون آينده فرايندي است كه تنها در لوب پيشاني مغز روي ميدهد. با وجود اين، دادههاي جديد حاصل از ام.آر.آي نشان داد كه گسترهاي از مناطق مغز هنگامي فعال ميشوند كه فرد پيرامون آينده به تخيل ميپردازند. اين مناطق در كورتكس پيشاني مغز و لوبهاي پسين، مخچه و يك نقطهي ديگر قرار دارند.
افزون بر تمامي اينها نقاط، حافظهي عصبي در حالي فعال ميشوند كه مشاركت كنندگان در اين آزمايش در حال يادآوري گذشته بودند و يا آيندهي خود را تصور ميكردند.
نقش دقيق حافظه در جريان تصور آينده روشن نيست، اما زپونار نظريهاي دارد. او ميگويد: ”براي شكل دادن به اين تصاوير مشخص ذهني از آينده، كاري كه ما انجام ميدهيم وابسته به حافظهي ما و مواردي است كه به ياد داريم. براي مثال، اگر من خودم را در يك فروشگاه تصور كنم، تصاوير ذهني كه در مغز خود از فروشگاههايي كه تاكنون ديدهام و انبار كردهام، فعال ميشوند، نه تصاويري بدون پيشينه كه براي نخستين بار خلق ميشوند. من اين تصاوير را از حافظهي خود بازيابي ميكنم و آنها را به شيوهاي جديد كنار هم قرار ميدهم. يك كارشناس ميگويد: حافظه براساس چيزي كه دانشمندان از مغز فهم ميكنند، معنا ميشود. پاول سنبرگ، مدير مركز كيفيت براي سالخوردگان و ترميم مغز در كالج پزشكي دانشگاه فلوريداي جنوبي در شهر تامپا گفت: ”ما از چيزي استفاده ميكنيم كه پيشتر آن را تجربه كردهايم. اين همان كاري است كه مغز انجام ميدهد. مغز چيزهايي را درمييابد كه پيشتر آنها را تجربه كرده است و از آنها به عنوان مبنايي براي تفكر آينده استفاده ميكند.“
زپونار معتقد است اين يافته ميتواند همچنين پديدههاي خارقالعادهي رواني را توضيح دهد. او يادآور شد: ”هنگامي كه با بيماران فراموشكار گفتگو ميكنيد، ميبينيد كه آنها رويدادهاي دقيقهي پيش يا 10 سال گذشته را نميتوانند به ياد بياورند؛ اما نكتهي تكاندهندهي ديگر اين است، هنگامي كه از آنها بپرسيد، فردا قصد انجام چه كاري را دارند، نميتوانند به اين پرسش نيز پاسخ دهند. به احتمال فراوان، اين ناتواني از آن جا سرچشمه ميگيرد كه تصور آينده رابطهي مستقيم با حافظه دارد و وابسته به آن است. بنابراين، اگر به حافظهي خود دسترسي نداشته باشيد، نميتوانيد اين تصاوير را براي آينده شكل بدهيد.“
ديگر گروههاي سني مانند كودكان زير 5 سال و يا افرادي كه از نظركلينيكي افسرده به شمار ميآيند، اغلب در نگرش به آينده مشكل دارند، شايد به اين دليل كه نواحي معيني در مغز آنها هنوز گسترش يا التيام نيافته است.
جاي شگفتي است كه پژوهشگران دريافتهاند كه بخشهايي از مغز با حركات معيني در بدن همراهي ميكنند. اين بخشها با تصور آينده فعال ميشوند.
دوباره بايد يادآور شد كه دليل دقيق اين فعاليت همچنان، به شيوهاي رازآلود، پنهان مانده است؛ اما زپونار اين نظريه را مطرح ساخته است كه مراكز حركتي مغز، به ويژه اين تصاوير ذهني از آينده را فعال ميسازند تا به واقعيتر ساختن آنها كمك كنند.
البته، هيچ يك از اين يافتهها و دانشمندان توضيح نميدهند كه افراد چگونه ميتوانند خود را در مكانهايي تصور ميكنند كه هرگز آن جا نبودهاند؟ براي مثال، نخستين سفر يك فرد به مكاني نا آشنا.
زپونار گفت: ”ما مطالعهي دامنهداري را بر روي اين پرسش انجام دادهايم و سرانجام يافتههاي ما نشان داد كه بخشهايي از مغز مورد استفادهي افراد قرار ميگيرد كه در آن بخشها به تصور خودشان در محيطهاي آشنا مبادرت ميكنند. همين نقاط هنگامي كه خود را در فضاهاي ناآشنا تصور ميكنند، مورد استفاده واقع نميشوند.“ براي مثال، افراد هنگام تمايل به كسب آگاهي از موضوعي يا خبري ميكوشند تصاوير تلويزيوني، مجلهها، كتابها، تابلوها و غيره را به ياد آورند، نه تصاويري را كه در حافظههاي شخصي آنها ممكن است وجود داشته باشد.
به گفتهي زپونار، آزمايشهاي ام.آر.آي نشان ميدهند كه مغز، ماشين بسيار كارآمدي است كه خاطرهها را از روي صفحات ذهني در زمانهايي كه هنوز نيامدهاند، بازيافت ميكنند. زپونار ميگويد: ”برجسته ساختن اين ارتباط ميان گذشته و آينده جالبترين جنبهي اين پژوهش بوده است.“
نوشتهي: ئي.جي.ماندل گزارشگر نشريهي HealthkDay ، ، ۳ ژانويه
از تلفن همراهتان خسته شده اید؟ نمی دانید آن را کجا بگذارید و یا اصلا نمی دانید کجا گذاشته اید؟! از قرار معلوم در آینده ای نزدیک، این مشکل شما هم حل خواهد شد.
سایت خبری Cellphonenews.biz گزارش داد که دو تن از محققان اروپایی موفق به ساخت آزمایشی یک به اصطلاح «تلفن دندان» شده اند که در دندان آسیاب شما قرار می گیرد و تماس های تلفنی را دریافت می کند.
سیگنال هایی که به دنبال یک تماس به تلفن همراه شما می رسید، به صورت «لرزه» از دندانتان به جمجمهتان و سپس به گوش داخلیتان انتقال پیدا خواهند کرد و فقط این شما هستید که صدا را می شنوید.
گرچه ممکن است که این فناوری چندان به مذاق مردم عادی خوش نیاید ولی قطعا برای دادن دستور کار به جاسوسان و یا حتی مهاجمان تیم فوتبال خیلی به درد می خورد.
بر پایه این گزارش، تماسها کاملا یک طرفه بوده و فقط گوش شما می شنود و طبیعتاً هیچ فردی متوجه این شنودها نخواهد شد.http://ictarticle.blogfa.com /
ستون فقرات شما متصل به استخوان شانه يا كتف شما است. استخوان كتف شما متصل به استخوان گردن بوده و استخوان گردن نيز هنگام گفتگو با تلفن همراه به گوشي تلفن متصل ميشود.
دو پژوهشگر به نامهاي لين جونگ و مايكل لايبشر در دانشگاه رايس واقع در شهر هيوستون، ايالت تگزاس به بررسي اين روابط پرداختهاند. آنها ميخواهند از اسكلت بدن انسان براي انتقال فرامين به گونهاي معتبر و ايمن استفاده كنند و از اين فناوري در تجهيزات كمكي قابل نصب بر روي لباس يا كاشت تجهيزات پزشكي در بدن انسان بهره ببرند. تحقيقات اين دو پژوهشگر كه از سوي دو شركت مايكروسافت و تگزاس اينسترومنتز حمايت مالي ميشود، ميتواند راههاي جديدي را براي رفع محدوديت افراد معلول در كار با تجهيزاتي مانند رايانهها و دستيارهاي ديجيتالي به ارمغان آورد.
بر اين اساس، كار گروه دانشگاه رايس تصميم گرفت استفاده از صدا را به جاي امواج راديويي بررسي كند. استخوان به عنوان رساناي بزرگ صدا شناخته شده است، اما تاكنون تنها براي انتقال سيگنالهاي آنالوگ در كاربردهايي نظير بررسي چگونگي التيام استخوان پس از شكستگي و تجهيزات امدادي شنوايي كه صدا را خارج جمجمه به عصب شنوايي انتقال ميدهند، مورد بهرهبرداري قرار ميگرفت.
براي آگاهي از اين اقدام كه آيا استخوان ميتواند سيگنالهاي ديجيتال را در مسافتهاي طولاني نيز به عنوان نمونه به يك گوشي از طريق يك حسگر قابل نصب بر روي مچ دست منتقل كند، كار گروه ياد شده يك مرتعش كنندهي كوچك را در بخشهاي مختلف بدن به كار گرفتند. هنگامي كه آنان سيگنالهاي صوتي را از نقاط ديگري از بدن دريافت كردند، متوجه شدند كه سيگنال كليد گذاري شده توسط تغيير بسامد يا به اختصار اف.اس.كي بهترين تمايز را ميان سيگنالهاي صفر و يك پديد آورده است. در سيگنال سازي به روش اف.اس.كي صفر (0) با يك بسامد و يك (1) با بسامد متفاوت ديگري نشان داده ميشود.
آنها سپس چگونگي و ميزان رضايت خود از انتقال اين سيگنالها از طريق استخوان، هنگام ايجاد آنها در نقاطي از بدن را كه تجهيزات ياد شده به صورت عادي بر روي آنها پوشانده شده بود، اندازهگيري كردند. اين نقاط عبارت بودند از مچ دست، بخش تحتاني گوشهاي همراه هنگامي كه روي كمربند نصب ميشوند و در مقابل استخوان لگن قرار ميگيرند و پشت گوش كه گوشيها روي آن قرار ميگيرند. آنها دريافتند كه اسكلت انسان به گونهاي شگفتانگيز و با كمترين خطاي ممكن، حتا كم قدرتترين ارتعاشها را از نقطهاي به نقطهاي ديگر مخابره ميكند. جونگ در كنفرانسي پيرامون شبكههاي بدن كه در شهر فلورانس ايتاليا برگزار شد، گفت: ”اين مساله كاملاً شگفتانگيز است، زيرا تمامي پيوندها مرتبط با چندين استخوان و مفصل هستند.“
پژوهشگران ياد شده كاربرد چنين مرتعش كنندهاي در دريافت كنندهاي كه ميتواند مانند ساعت مچي مورد استفاده قرار گيرد و به عنوان يك انتقال دهندهي سيگنال عمل كند، مناسب ميدانند. بدين ترتيب چنين وسيلهاي ميتواند بگويد كه يك وسيلهي كاشته شده در نزديكي استخوان گوش در چه زماني و به چه ميزاني داروي خاصي را درون بدن ترشح كند. اين قطعهي كاشته شده نيز خود دادههاي دريافتي از حسگرها را به وسيلهي ياد شده مخابره خواهد كرد. به همين شيوه ميتوان از لغزش دندانها روي يكديگر يا كليك موشواره به انگشتان دست دادههايي را دريافت كرد و كاركردي مانند كاركردهاي يك تلفن را براي يك فرد معلول فعال ساخت.
از نظر لايبشنر، امتياز بزرگ اين پديده امنيت آن است. او ميگويد: ”تمامي فرايند انتقال داده در درون بدن انسان صورت ميگيرد و ميتوان آن را از طريق تماس مستقيم فيزيكي بدن بازيابي كرد.“ مردم حتا ميتوانند اطلاعات را ميان تجهيزات مختلف درون بدنشان، تنها با يك حركت محكم هنگام دست دادن، منتقل كنند.
منبع: news cientist.com ، ۱۳ ژوئن 2007، مجلهي نيوسايتيست
چه احساسي پيدا ميكنيد اگر تلفن همراه شما مجهز به سامانههاي تحريك كنندهي حس بويايي باشد و شكل ظاهري آن نيز به نازكي يك موشك كاغذي باشد؟! خير، اين يك خيالپردازي و افسانهي علمي تخيلي نيست، بلكه شركت نوكيا در عالم واقعيت اين ايده را محقق ساخته است و طراحان آن با به كارگيري نوعي فناوري موسوم به حسگري (فناوري كه در آن محركهاي الكتروشيميايي بويايي به كار رفته است) چنين تلفن همراهي را طراحي كردهاند.
شركت نوكيا به طور رسمي صحت اين ادعا را گواهي كرده است. تلفن حاصل از فناوري حسگر از ويژگيهاي بويايي بهرهگيري كرده است كه به شما امكان ميدهد هر تماسگيرنده را از روي بوي آن شناسايي كنيد. ميتواند رايحهاي خوش را براي دوستانتان و بوهاي بد را براي كساني در نظر بگيريد كه زياد مايل به شنيدن صداي آنها نيستيد. شايد تحريك پياپي حس بويايي شما احساس خوشايندي را در شما ايجاد نكند، اما به طور حتم ايدهاي تازه براي به كارگيري در عرصههايي است كه اينك تصور آن دشوار به نظر ميرسد. شكل هندسي و انعطافپذير اين تلفن همراه ويژگي منحصر به فرد ديگر آن است، البته اگر فرزند خردسالي داريد كه به ساختن موشكهاي كاغذي علاقه دارد، بايد خيلي مراقب اين گوشي همراه خود باشيد. پيش از اين، نوعي گوشي همراه به نمايش در آمده بود كه مانند يك بشقابپرنده به نظر ميرسيد، اما اين گوشي جديد آن مدل را نيز پشت سر گذاشته است. به راستي براي اين فناوري چه كاربردهاي ديگري ميتوان تصور كرد. همهي اختراعات بزرگ از يك ايدهي به ظاهر بچهگانه و بازيگوشي آغاز شده است.
منبع: http//blog.scifi.com/tech ، ۲۱ مي 2007
سيد عليرضا حج
سلام
تصمیم داریم هر چند وقت یک بار یک پدیده علمی را عنوان کنیم و هر کس که تونست (البته بعد از تفکرفراوان![]()
) توضیح قانع کننده ای براش پیدا کنه انو در قسمت نظر خواهی بنویسه
.این دفعه از فیزیک
.
موضوع 1:ربایش سایه ها
آیا تا به حال نزدیک شدن دو سایه را به هم دیده اید اگر سایه ها از نور خورشید به وجود آمده باشند وجسم کدرچند متری با پرده فاصله داشته باشد خواهید دید که سایه ها بعد از نزدیک شدن به هم در فاصله چند ساتی متری با جهش به هم می رسند.
فکر می کنید دلیل آن چیست؟
تشکرات برون و درون قلبی خدمت یابنده![]()
(چون تا حالا هیچ جا جوابی براش پیدا نکردیم
)