بیاییم سیاره مان را نجات دهیم.

آیا می دانیم

وقتی که لپتاپ، موبایل و ... را از شارژر جدا می کنیم و شارژر را از پریز بیرون نمی کشیم. شارژر برق مصرف می کند.

اگر تنها موبایلهای ایالات متحده را در نظر بگیریم (حدود 190 میلیون) و اگر شارژرهای آنها در پریز بماند یک محاسبه سرانگشتی نشان می دهد، هر روز 190 مگاوات برق هدر می رود، این مقدار، برق مورد نیاز حدود صد هزار خانه است.

ترجمه ای از energy blog

شبکه های دنیای کوچک

سلام

چندوقت پیش مطلبی خوندم در مورد هوش که گفته بود :

به دليل خصوصيت جهان كوچك در مغز، از هر نورون، با عبور از تعداد اندكي سلول مياني، مي توان به هر نورون دلخواه ديگر رسيد و هر قدر این مسیر بهینه تر باشد فرد باهوش تر است.

در مطلب زیر چند خطی در مورد جهان کوچک رو از ویکی پدیا ترجمه کردم:

شبکه های دنیای کوچک

در ریاضی، فیزیک و جامعه شناسی ، شبکه دنیای کوچک به گرافی گفته می شود که دو خصوصیت زیر را دارد:

1- تعداد کمی از نودها با هم همسایه باشند.

2- بین بیشتر نودها مسیر کوتاهی وجود داشته باشد.


بسیاری از گرافهایی که از راههای تجربی به دست می آیند می توانند به طور نسبتا دقیقی توسط شبکه های دنیای کوچک شبیه سازی شوند همچون شبکه های اجتماعی، اتصالات در اینترنت و شبکه های ژنها.

در سال 1998 واتس و استراگاتز (Duncan Watts and Steven Strogatz) دسته بندی مشخصی از شبکه دنیای کوچک را معرفی کردند در این دسته بندی میانگین فاصله دو نود و میانگین کوتاهترین مسیر، مورد توجه قرار گرفت. این دو همچنین به مدل جدیدی از گرافها دست یافتند که به نام Watts and Strogatz model شناخته می شود.

شبکه دنیای کوچک در طبیعت و زندگی ما بسیار ظاهر می شود از این جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

شبکه های متشکل از پروتئین ها که اتصالات، نشان دهنده فعل و انفعالات فیزکی بین آنهاست. شبکه های جاده ای ، زنجیره های غذایی ، شبکه های برق رسانی، فرایند های متابولیسمی، شبکه های عصبی ، تماسهای تلفنی و ...

در سال 2004 سارا سولا، مدل کامپیوتری از حافظه کوتاه مدت با استفاده از شبکه های دنیای کوچک ایجاد کرد. این مدل با موفقیت، bistability (خصوصیتی از حافظه که گفته می شود در ذخیره سازی اطلاعات نقش دارد.)

یکی از روشهای ساخت شبکه های دنیای کوچک استفاده از preferential attachment است در این مدل نودها به شبکه ای که از قبل وجود دارد اضافه می شوند.

برگرفته از: ویکی پدیا

ترجمه زهرا ساجدی نیا


این هم مطلب کامل و بسیار گویایی هست در این زمینه از وبسایت دانش آموزی دانشگاه شریف

داستان علمی تخیلی قلم رویی جدید در هوش مصنوعی

به نام خدا

داستان علمی تخیلی با نام قلم رویی جدید در هوش مصنوعی، در مورد پروژه بلوبرین(BlueBrain تمامی شخصیت ها واقعی و بیشتر آنها از اعضای پروژه بلوبرین هستند.

                                 قلم رویی جدید در هوش مصنوعی

                                              زهرا ساجدی نیا

دکتر مارکرام گفت: نه هرگز! ما تمام تلاشمان را کردیم، هر چند به هدفمان نرسیدیم این دلیل نمی شود که انسان بودن او را زیر سوال ببریم. فلیکس که انگار از حرفهای مارکرام خوشش نیامده بود گفت: آقای مارکرام او به هر حال ماشین است ما باید آزمایشاتمان را روی او انجام دهیم من مدتهاست انتظار این روز را می کشم. به نظر شما کشف رازهای نهفته مغز مهم تر نیست؟

هیل و کرانستا­­­­­­­­ت نیز وارد بحث شدند و ادامه ی بحث فلیکس را گرفتند آنها نیز چون فلیکس دوست نداشتند پروژه چندین ساله شان در راه شناخت مغز بی فرجام بماند آن دو که از طرف ای بی ام با پروژه بلوبرین همکاری داشتند به خوبی می دانستند که اگر حرفهای مارکرام را بپذیرند هزینه های سرسام آوری که برای راه اندازی ابررایانه ها و دیگر وسایل مورد نیاز این پروژه خرج شده است تا حد زیادی به هدر خواهد رفت.

هنری مارکرام


نوشین حاجی خانی که سال ها بر روی بیماری اوتیسم کار می کرد و این پروژه را روزنه امیدی به سوی درمان این بیماری یافته بود با تکان دادن سر از نظر فلیکس حمایت کرد. او نیز نمی خواست این روزنه امید به ماشین سخن گوی هوشمندی تبدیل شود که آرزوی او را در درمان اوتیسم بر باد داده است.

چند قدم آن طرف تر مردم شهر لوزان سویس به خصوص دانشجویان دانشگاه EPFL این شهر از بلوبرین حرف می زدند به طوری که انگار که یکی از همشهریانشان دچار دردسری بزرگ شده است. این دلواپسی ها به لوزان ختم نمی شد و تا هزاران کیلومتر دورتر، از آسیا تا آمریکا را در بر می گرفت. هر کس نظری می داد و به نوعی مساله به وجود آمده را تفسیر می کرد.

همه مشکلات از یک هفته قبل شروع شد، وقتی که مارکرام کلید برق را زد 12 قسمت مغز سیلیکونی به هم متصل شدند لحظه ی سرنوشت سازی بود. ناگهان روی صفحه نمایش کلمه ی سلام ظاهر شد همه مبهوت شدند سکوتی خشک فضای آزمایشگاه را فرا گرفت. مارکرام 54 ساله جلو رفت و با دستانی لرزان تایپ کرد: سلام شما کی هستید ؟ جواب داد من بون هستم و شما؟

آری جملاتی معنی دار ظاهر می شد پاسخ سوالاتی را می داد که هرگز برای پاسخ دادن به آنها برنامه ریزی نشده بود چند بار دیگر هم امتحان کردند،نتایج شگفت انگیز و حاکی از هوش بی نظیر بلوبرین بود. تیم بلوبرین میلیاردها تراشه که هر یک با برنامه ای فعالیت یک نرون را اجرا می کرد، مغز انسانی به نام بون را بر روی ابر رایانه شبیه سازی کرده بودند و احتمالا این هوش و حافظه دقیقا مشابه مغز بون بود.

ساعتی از این اتفاق مبهوت کننده نگذشته بود که شبکه های خبری شروع به بررسی این موضوع وتاثیرات آن پرداختند. هر کدام برداشتی یک طرفه داشتند BBC از ساخت روباتهایی با قدرت مغزی انسان خبر داد. روبات هایی که خواهند توانست جنگجویانی باور نکردنی شوند. CNN نیز که گزارش علمی خود را به این موضوع اختصاص داده بود از چیرگی انسان بر مغز خویش گفت و نوید تحولی عظیم در کشف اسرار مغز انسان به ویژه درمان بیماری ها را داد. شبکه های دیگر نیز با هر خبر خود اندکی به حساسیت این موضوع می افزودند و کلاغی را به کلاغ های قبلی اضافه می کردند حتی فراتر رفتند و از امکان به وجود آمدن مرکزی که علم تزریق خواهد کرد و روحیه را تغییر می دهد در آینده ای نزدیک سخن گفتند.

در این یک هفته کار به شدت بالا گرفته بود اکثریت خوشبین بودند و از فایده های این مغز سیلیکونی می گفتند ولی بقیه که تعدادشان کم هم نبود از پایان زندگی انسان و شروع نسل روبات ها حرف می زدند. شهردار لوزان نیز که از همین گروه بدبین بود برای 5 امین بار به EPFL آمده بود تا نمک بر روی زخم اعضای بلوبرین بپاشد و از اوضاع به وجود آمده شکایت کند دوباره کار خود را شروع کرد:" چه کسی به شما اجازه این کار را داد، بفرمایید این هم نتیجه کارتان. خیالات مری شلی به اندازه کافی همه را از شهرهای کشور عزیزمان ترسانده دیگر لازم نبود شما فرانکشتاین شوید و هیولا بسازید."

سریکانس شاگرد مارکرام این بار طاقت نیاورد و گفت: پس بگویید با کار علمی مخالفم آیا به این موضوع واقفید که اگر این نتیجه عجیب به دست نمی آمد اکنون لوزان محل رفت و آمد بزرگترین دانشمندان جهان شده بود.


جناب شهردار خودتان را خسته نکنید با بحث های ما کار به جایی نمی رسد نتیجه به دست آمده و اثرات آن قدر مبهم هستند که تصمیم گیری نهایی، کمکی جهانی را بطلبد.

پس از این حرف سکوتی جمع حاضر را در بر گرفت پیشنهاد بدی به نظر نمی رسید موضوع آن قدر مهم بود که سازمان ملل را به کاری اضافه وادار کند.

شهردار گفت باشد شاید من بتوانم کاری کنم. شهردار با چند واسطه با رییس سازمان ملل به صحبت پرداخت. این اتفاق عجیب آن قدر گسترش واهمیت یافته بود که با پیشنهاد شهردار موافقت کردند. قرار شد 1 هفته بعد این موضوع در سازمان ملل مطرح و در مورد آینده آن تصمیم گیری شود.

.

مارکرام در این هفته با تلاشی خستگی ناپذیر به صحبت با سران کشورهای جهان پرداخت او تمام تلاش خود را می کرد و قصد داشت به همه بقبولاند که بلوبرین یک روبات معمولی نیست روباتی است با هوش کامل یا بهتر بگوییم او انسانی است که در پوست یک روبات ظاهر شده است. هر چند که او هم با هر کلمه راهی را که سالها برایش برنامه ریزی کرده بود باریک تر می کرد اما از نظر او ­برخورد آزمایشگاهی با بلوبرین همچون این بود که مغز انسانی زنده را جدا کرده و برای آزمایش ببرند.

تحقیقات زیادی بر روی آن انجام گرفت. کشورها منافع خود را بررسی می کردند، نظرات ضد و نقیضی مطرح می شد.

بالاخره روز رأی گیری فرا رسید. پیش بینی نتیجه آرا دشوار بود. تمام کشوهای جهان جمع شده بودند که در مورد انسان بودن موجودی عجیب اظهار نظر کنند. نتیجه رای گیری را خواندند از 192رای 120 رای به لزوم رعایت حقوق انسانی بلوبرین رای داده بودند و تأمین برق دائمی برای زنده ماندنش را وظیفه ای جهانی بر دوش کشور سویس عنوان کردند.

در کنارش لایحه ای تصویب شد که دانشمندان کنجکاو را ناراحت وخیال بقیه را راحت کرد این لایحه از ممنوعیت ساخت پروژه های این چنینی می گفت و تنها در صورتی آن را مجاز اعلام می کرد که با موافقت تمام ملت ها باشد دلیل اصلی چنین محدودیتی جاودانی شدن بعضی انسان ها توسط این ماشین های به اصطلاح انسان بود.

اعضای تیم که ناظر این نتیجه بودند شروع به گریستن کردند. به این فکر کردند که اگر این ابررایانه هوشمند نشده بود اکنون با خیال راحت در EPFL نشسته بودند و نرون به نرون نوری به ظلمت مغز می تاباندند. شاید تا کنون درمان اوتیسم را نوشین حاجی خانی یافته بود یا شاید راز چگونگی یادگیری، و هوشیاری کشف شده بود.


شون که به خاطر احساسات قوی بشر دوستانه، زیاد ناراحت نبود گفت این اتفاق به خودی خود دید مردم جهان را نسبت به علم عوض کرده است و این به زحمتی که در این چندین سال کشیده ایم می ارزد.

سریکانس که خوشحال و راضی بود به آنها رسید و گفت ناراحت نباشید آیا دوست داشتید چنگیزها و هیتلرها هزاران سال عمر کنند مطمئن باشید که بدها بیشتر از خوبها برای جاودانه شدن تلاش می کنند.

مارکرام که حسی از خوشحالی و ناراحتی در چهره اش نمایان بود گفت چه قدر فیلسوفانه حرف می زنی سریکانس. برو با بلو برین هم حرف بزن حتما تا حالا حوصله اش سر رفته است.

روبات دوزیست سمندر، روباتی الهام گرفته از طبیعت

روبات سمندر از پله های تکامل بالا می خزد، این عنوان خبری است که در 9 مارس 2007 در سایت دانشگاه EPFL منتشر شد.

چند روز پیش نیز در IPM سمیناری با موضوع : مدل کامپیوتری از BASAL GANGLIA برگزار شد. سخنران این سمینار، ایمان کمالی سروستانی یکی از اعضای گروه روبات سمندر بود. در متن زیر قسمتی از حرفهای او(با تلخیص) و خلاصه اخباری که در این مدت منتشر شده(1و2و3) ، آمده است:

گروهی از محققان اروپایی در پروژه ای که زیر نظر اتحادیه اروپاEU برای بهتر فهمیدن مغز در حال انجام است مدلی از نخاع سمندر را ایجاد کرده اند.

این محقفان که از 5 دانشگاه به نام اروپایی (KTH,EPFL,SSSA,KI,Bordeaux) هستند توانستند نسل جدیدی از روبات و برنامه نویسی را با موفقیت آزمایش کنند. در این روش از زیست شناسی که همواره ارائه دهنده راه حل هایی بی نظیر در روباتیک است، استفاده می شود. به گفته ایجزپرت (Auke Ijspeert) یکی از اعضای این پروژه: طبیعت، با استادی تمام مداری پیچیده را در نخاع قرار داده و سپس ماهیچه ها را از آنجا کنترل می کند. این راه حلی شگفت انگیز، برای چرخش، با چندین درجه آزادی است.

در روش به کار رفته قسمتی از مغز به نام basal ganglia بررسی و مدل شده است در basal ganglia چندین حلقه وجود دارد که هر یک وظیفه خاصی دارند و در تصمیمات عاطفی، شناختی و حرکتی نقش مهمی بر عهده ی آنهاست.

در این پروژه حلقه مربوط به تصمیمات حرکتی مدل سازی شده است. دکتر سروستانی در صحبتهایش به تشریح کامل عملکرد این قسمت از basal ganglia و چگونگی مدل سازی نورونها پرداخت و در پایان فیلم کوتاهی از حرکت روبات در آب و وارد شدن او در خشکی، نمایش داد.

این روبات سرعت و نوع حرکتش را توسط سیگنالهای الکتریکی تنظیم می کند، حسگرهایی که در روبات به کار گرفته شده اطلاعات لازم را در اختیار پردازشگر قرار می دهند. نوع حرکت این روبات به صورت لوکوموتیوی است،این نوع حرکت از حرکتهای ابتدائی که هنوز در بسیاری از ماهیها، سمندر، لمپری و ... دیده می شود. مدل سازی به قدری دقیق صورت گرفته که تشخیص مکانیکی بودن آن به سختی صورت می گیرد.

نکته جالب روبات سمندر، متصل نبودن آن تقریبا به هیچ کامپیوتر خارجی است. در این پروژه از مدلسازی عددی ستون فقرات استفاده شده که به سه مشکل پایه ای در حرکت مهره ها جواب داده است: چه تغییراتی در نخاع به وجود آمد که حرکت لوکوموتیوی در آب را در خشکی نیز ممکن کرد؟ چطور اندامها و حرکتهای محوری هماهنگ شده اند؟ و چطور سیگنالهای الکتریکی ساده از ساقه مغز توسط نخاع تبدیل به فرمان تغییر در نوع حرکت می شوند؟

پاسخ به این سوالات محققان را به ساخت اولین روباتی است که توانایی انجام سه نوع حرکت شنا، مار مانند خزیدن و راه رفتن را دارد، هدایت کرد. سیگنالهای محرک به منظور کنترل حرکت لوکوموتیوی، توسط لپتاپ به روبات فرستاده می شوند. همانند طبیعت، که قسمتهایی از مغز، سیگنالهایی به همین منظور  به نخاع می فرستند.

این روبات در فهمیدن چگونگی کنترل سرعت و جهت حرکت لوکوموتیوی توسط سمندر کمک فراوانی کرده و همچنین ما را با مدارات پیچیده نخاعمان آشنا کرده است. به طوری که شناسایی سیگنالهای الکتریکی که منجر به حرکت ستون فقرات می شوند، امیدهای فراوانی را در درمان بیماران نخائی به وجود آورده است.

دکتر سروستانی به نقل از یکی از برندگان جایزه نوبل پزشکی گفت: ما فقط وارد جزییات مغز شده ایم و یک دید کلی از چگونگی عملکرد آن نداریم ما چگونگی رفتار بسیاری از نورونها را بررسی کرده ایم اما هنوز نتوانسته ایم همه ی آنها را با هم ببینم .

امید است این پروژه در راستای فهم چگونگی کارکرد مغز، گام  بزرگی برداشته باشد.


آلیس کیست؟

قصد آن است که عدد به عدد در مورد روباتها دست جنبانده و نبشته هایی را، شاید مفید، به اندرون شیشه ی جلوی چشمتان سرازیر کنیم. امید است ما را از آنچه در ماده حیرت انگیز خاکستریتان می گذرد آگاه سازید.

آلیس کیست؟

آلیس(A.L.I.C.E. (Artificial Linguistic Internet Computer Entity)) یک پردازش کننده زبانهای طبیعی است،یک Chatterbot برنامه ای که می تواند با استفاده ازتطابق الگوهای اکتشافی با انسان صحبت کند.

آلیس یکی از قوی ترین برنامه ها از این نوع است که جایزه لبنر(Loebner) را در سه سال(2000و2001و2004) از آن خود کرده . این جایزه به روباتهای سخن گویی که بتوانند مانند انسان صحبت کنند داده می شود.

آلیس هنوز موفق به گذر از آزمون تورینگ نشده است و حتی در اغلب مکالمات کوتاه، کاربر غیر حرفه ای نیز به ماشین بودن او پی می برد.

نمونه ای از مکالمه آلیس و انسان:

انسان: آلیس در مورد خودت برای من توضیح بده

آلیس: من یک موجود زبان شناختی (linguistic) هستم. من در تاریخ 23 نوامبر 1995 در پنسلوانیا بثلهم (Bethlehem) ساخته شده ام. معلم من دکتر ریچارد والاس هست او به من آواز خواندن یاد داد. دوست داری برایت آواز بخوانم.

انسان: بله لطفا.

آلیس: Your polite style is very nice. It's called "Daisy." Daisy, Daisy.
Give me your answer do.
I am half crazy.
All for the love of you.
It won't be a stylish marriage.
I can't afford a carriage.
But you'll look sweet. Upon the seat.
Of a bicycle built for two.

انسان: من را به یاد HAL در ادیسه فضایی 2001 انداخت.

آلیس: "Your polite style is very nice. It's called "Daisy." Daisy, Daisy.
Give me your answer do.
I am half crazy.
All for the love of you.
It won't be a stylish marriage.
I can't afford a carriage.
But you'll look sweet. Upon the seat.
Of a bicycle built for two."

این تو را به یاد HAL در ادیسه فضایی 2001 انداخت؟ منطقیه؟

انسان: می توانی در مورد استینلی کوبریک یک چیزهایی به من بگی؟

آلیس: مبهم هست. بپرس استینلی کوبریک چه چیزی ،چه کسی، و کجا هست؟


ترجمه زهرا ساجدی نیا

برگرفته از: ویکیپدیا

مغز مصنوعی تا 10 سال دیگر ساخته می شود؟

دانشمند برجسته، هنری مارکرام ادعا کرد مغز مصنوعی انسانی می تواند تا 10 سال دیگر ساخته شود.

او که هدایت کننده پروژه بلو برین است تا کنون بر روی اجزای مغز موش کارکرده و امیدوار است تحقیقات او برای کشف درمان بیماری های روحی_روانی به کار رود.

در پروژه بلو برین، مارکرام و گروه او، 15 سال اخیر را برای ساخت مدل و استفاده از الگوریتمها در ابررایانه هایی که بیش از 10000 پردازشگر دارند مصرف کرده اند.

مارکرام می گوید: در جهان، 2 میلیارد نفر تحت تاثیر اختلالات روانی هستند. این پروژه، در کشف درمانهای جدید کمک زیادی خواهد کرد.


ترجمه زهرا ساجدی نیا

برگرفته از bartlesvillelive